جبهه فرهنگي مكتب عاشورا
سازمان زنان انقلاب اسلامي منطقه 20
صفحه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازديد ها : 183867
تعداد نوشته ها : 1149
تعداد نظرات : 60



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
درباره وبلاگ
آیا می دانیددلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ،این متن ها رومیخونید از جان گذشتگی هزاران شهیداست ؟ این ابر مردان را فراموش نکنیم . . . شادی روح حضرت امام(ره) و 15000شهیدولایت مدار استان فارس ** صلوات** شماره واتساپ: 09399195776

بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد محمد جواد چهابدار فرد ؛ شهيد محمد جواد
چهابدار فرد در سال 1346 در شيراز در خانواده اي متوسط ديده به جهان گشود. دوران
كودكي را در آغوش گرم خانواده سپري كرد از همان ابتداي كودكي او با قرآن و نماز و
مذهب آشنا شد و اهميت فراواني به مسائل مذهبي مي داد دوران انقلاب همزمان بود با
دوازده سالگي وي اما اين سن كم وي مانع از اين نبود كه هيچ كاري نكند و بنشيند و
ديگران را تماشا كند آري او نيز با سن كمي كه داشت هم پاي ديگر مردم دلاور و در
صحنه بر عليه رژيم طاغوت در راهپيمائي ها شركت مي كرد و شب ها هم اعلاميه هاي امام
را پخش مي كرد بعد از انقلاب وي مدتي به كار مكانيكي مشغول شد تا اين كه جنگ تحميلي
عراق عليه ايران آغاز شد و وي كه شانزده سال داشت براي دفاع از آب و خاك وطن خويش
براي گذراندن دوره آموزشي روانه شد.وي سه بار به جبهه رفت دو مرتبه در جبهه هاي
جنوب و يك مرتبه در كردستان در جبهه حاج عمران اعزام شد وي در قسمت تخريب در جبهه
خدمت مي كرد در يكي از عمليات ها از ناحيه چشم راست و دست مجروح شد وي را براي
معالجه در بيمارستان در شيراز بستري كردند طي عمل هاي زيادي كه روي سرش انجام دادند
و هيچ كدام هم موفقيت آميز نبود بعد از چهار ماه بستري در بيمارستان در سال 1362
همچون پرنده اي سبك بال به سوي پروردگار خويش پرواز كرد.پيكر پاك اين شهيد بزرگوار
در گلزار شهداي شيراز به خاك سپرده شد.روحش شاد و يادش گرامي باد. والسلام 
1393/6/19 12:3
(0) نظر

بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه برادر شهيد احمد چوگاني ، شهيد احد چوگاني فرزند
قربانعلي در مورخ 9/7/1341 در روستاي كوشك بيدك در خانواده اي مذهبي و متدين ديده
به جهان گشود بعد از سپري كردن مراحل كودكي وارد مدرسه ي ابتدايي مي شود تا كلاس
سوم درس مي خواند بعد از آن ترك تحصيل نموده هنگام توانايي جسمي كسب كردن براي
اداره ي امور زندگي روزانه و خانواده اش به كارگري مي پردازد و يار و ياور پدر و
خانواده مي شود مدتي زندگي خود را بدين منوال مي گذراند . تا اينكه در مورخه
11/4/1364 تشكيل زندگي خانوادگي مي دهد طي مدتي كوتاه زندگي خانوادگي و داشتن يكي
فرزند پسر اما هواي خدمت در جبهه امان ماندن در خانه را از او ربوده لذا با رها
كردن زندگي خانوادگي و براي اداري خدمت مقدس سربازي و لبيك به پيام امام با پاي دل
روانه ي خدمت مي گردد كه بعد از مدتي خدمت و ايثارگري در جبهه هاي نور عليه ظلمت در
مورخه 26/10/1365 در شلمچه بر اثر اصابت تركش به صورت شربت شيرين شهادت مي نوشد
.روحش شاد و يادش گرامي و راهش مستدام باد .والسلام 
1393/6/19 12:2
(0) نظر



بسم الله الرحمن الرحيم شهيد حسن چراغي در سال 1346 در روستاي مراگلو در ده

كيلومتري مردوشت بخش رامجرد در خانواده اي مذهبي از مادري مهربان و پدري زحمت كش و
دلسوز به دنيا آمد پس از دوران كودكي به مدرسه ابتدايي شهيد مفيح واقع در همان
روستا رفتند . هنگامي كه درس مي خواندند در مزرعه نيز كار مي كردند تا اين كه مقطع
ابتدايي را با موفقيت پشت سر گذاشتند . به دليل نبود مدرسه راهنماييي و هم چنين
امكانات جهت رفت و آمد به شهر قادر به ادامه تحصيل نبودند و در همان روستا همراه با
ادامه مطلب...
1393/6/19 11:59
(0) نظر


زندگي نامه شهيد جان الله جيرودي سرگرد شهيد جان الله جيرودي، فرزند حيدر، در روز

دهم آذر ماه 1323در "شيراز"به دنيا آمد. پس از طي دوران طفوليت، در زادگاه خود به
مدرسه رفت و با اخذ ديپلم متوسطه در سن 19 سالگي در آزمون ورودي دانشكده افسري
پذيرفته شد و به تحصيل علوم نظامي پرداخت. بعد از فراغت از تحصيل و طي دوره مقدماتي
زرهي، خدمت رسمي خود را در يگانهاي نيروي زميني ارتش آغاز نمود. در طول جنگ تحميلي،
در تيپ 55 هوا برد، به عنوان "فرمانده گردان 101" در كليه عمليات هاي انجام شده،
حضوري فعال داشت. و سرانجام در روز سي و يكم فروردين 1365 در "منطقه سومار"، در
درگيري مستقيم به شهادت رسيد. 
1393/6/19 11:56
(0) نظر

شرح كوتاهي از زندگي شهيدسروان غلامحسين احمدي شهيد غلامحسين در آبان ماه سال 1334در شهرستان تفت از يزد پا به عرصه زندگي گذاشت اودر كودك خيلي آرام وبامحبت بود واز همان طفوليت سعي ميكرد آفريدگا رخودرا بشناسد از اينرو سوالات زيادي در مورد خلقت بشر وخالق خود از پدر مينمود در پنج سالگي تا هشت سالگي به كلاس قرآن رفت وسپس دوره دبستان ودبيرستان را در شهر يزد به اتمام رسانيد اوهيچگاه نمازش قطع نميشد در اوائل سال 1357براي ادامه تحصيل راهي تهران شد ودر دانشكده خلباني هليكوپتر نام نويسي كرد ومدت شش ماه دوره مقدماتي خلباني را گذارنيد خواست دوره كامل خلباني هليكوپتر را طي نمايد با پيروزي انقلاب قسمت آموزش هوانيرو منحل ووي جهت طي دوره افسري پياده در مركز پياده منتقل شيراز گرديد پس از اتمام دوره واخذ درجه افسري براي خدمت به ميهن عزيز به تبريز واز آنجا عازم سنندج گرديد ومدت چهار سال در سنندج با روحيه قوي بادشمنان داخلي وخارجي ستيز كرد وبنا به گفته همكارانش درمدتيكه در آنجا مشغول خدمت بود تعدادي از هواپيما هاي دشمن را سرنگون وتعداد زيادي از مين ها را خنثي نمود حسين در سال 1361باهمسر مورد نظرش ازدواج كرد وثمره ازدواج دختر 45 روزه است كه از او به يادگار مانده است شهيد موقعيكه وارد ارتش شد به جودو وكاراته روي آورد ودرا ين رشته ورزشي نيز به آنچنان تبحري دست يافت كه مورد تشويق مربي قرارگرفت وداري كمربند مشكي بود ودر نتيجه ورزش اندامي مثل فولاد داشت تااينكه در تاريخ 1362/7/21كه مصادف با عاشوراي حسيني بود در عمليات والفجر 4 بر اثر تركش به شهادت رسيد واز اين دنيا به دياري كه خدايش خواسته بود پيوست روحش شاد وراهش پر رهرو باد .
1393/3/29 11:3
(0) نظر

بسم الله الرحمن الرحيم زندگي نامه شهيد محمد احمدي روشن دل شهيد محمد در مورخه 25/ 3/ 1325 در شيراز متولد شد كه در آن زمان پدر محترم شهيد دامپرور بود و از 7 سالگي در دبستان سعادت شيراز دوره ابتدايي را گذرانده و سپس ادامه تحصيلات را در دبيرستان محمد رضا شاه سابق(حجتيه) گذراند تا كلاس اول دبيرستان را كه تمام كرده و به علت فوت پدر ترك تحصيل و جهت كمك خرجي خانواده در يك مغازه قنادي مشغول كار گرديد بعد از مدتي به علت كمي مزد از آن جا خارج و به عنوان شاگرد راننده مشغول كار شد و بعد از مدتي به شغل مكانيكي روي آورد و بعد با ديدن آگهي استخدام ارتش با مدرك سيكل وارد ارتش و به عنوان گروهباني مشغول به خدمت در ارتش شدند. با شروع انقلاب اسلامي در روز 22 بهمن 1357 به فرمان امام خميني(ره) يكي از تانك هاي ارتش را بيرون آورده و در جلوي شهرباني به كمك مردم شتافت و تا پيروزي انقلاب بعلت جنگ هاي داخلي به كردستان رفتند و سپس با شروع جنگ تحميلي در سال 16/ 7/ 1359 در جبهه جنوب خرمشهر به پيش روي بسوي دشمن مي رود ولي بعلت نرسيدن نيروهاي كمكي تانك آنها براثر انفجار آتش خمپاره منفجر مي شود و بدن او در تانك سوخته و فقط يكي از دست هاي او باقي مي ماند و به آرزوي هميشگي خود كه شهادت بود نائل مي آيد. روحش شاد و يادش گرامي باد
1393/3/29 11:1
(0) نظر

شهيد در سال 1342 در تهران به دنيا آمد . دوران طفوليت خود را در تهران گذراند و دوران تحصيل را در شيراز گذراند و زمان انقلاب مصادف با 15 سالگي شهيد بود كه با همان روح لطيف و بچه گانه و آزاديخواهانه اش در پخش اعلاميه و نشريه فعاليت زيادي داشت و تا اينكه انقلاب به پيروزي رسيد و با نداي امام خميني وارد بسيج شد او بعد از ديدن دوره آموزشي به كربلاي بستان رفت و عاشقانه جنگيد يكماه بيشتر نبود كه در جبهه هاي جنگ به سر مي برد كه لحظه موعود فرا رسيد و در تاريخ 60/9/9 بي تابانه درخون خويش غلتيد كه گوئي عاشقي است دلخسته كه با معبودش ديدار مي كند . روحش شاد و راهش پررهرو باد .
1393/3/29 10:54
(0) نظر


كدشناسايى :1017177 كدبايگانى :432 60 نام :ابراهيم نام خانوادگى :اجرايى‌دهنوى نام

پدر :خانويس تاريخ‌تولد :08/08/1341 ش.ش :3 محل‌صدورشناسنامه :سروستان تاريخ شهادت
:31/06/60 نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى
مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه استان :بنيادشهيداستان‌فارس شهر
ادامه مطلب...
1393/3/29 10:51
(0) نظر

در سال 1339 روز 24 تيرماه برابر با شعبان روز ميلاد امام زين‌العابدين در شيراز چشم به جهان گشود از همان دوران كودكي با همسالان خود راهي فرا گرفتن درس عشق و شهادت و ايمان از سالار شهيدان شد او از كلاس اول ابتدايي نماز را به وقت مي‌خواند در دوران دبيرستان عضو انجمن اسلامي شد و در ارتباط با مسائل و حديث و مقاله‌هاي مفيد قرارگرفت در آن سالهاي تاريك اطلاعات ممنوعه و كتابهاي به اصطلاح رژيم ملعون مضر آن زمان حتي به وسيله دستنويس بدست ديگران مي‌رسانيد شبها اعلاميه به در و ديوار مي‌چسباند در تظاهرات 5 رمضان 57 شركت جست و به خاطر كشتار مسجد شهدا روحش آزرده شد و مقاله‌اي تحت همين عنوان نوشت تا اينكه 22 بهمن فرا رسيد و انقلاب پيروز شد و حسن برادر دوم اصغر به شهادت رسيد و شهيد را مصمم كرد كه راه انتخاب شده را ادامه دهد در 28بهمن 57 دبيرستانها با پيام امام باز شد شهيد دوباره مخالفتش را از طريق انجمن اسلامي دبيرستان و ديدن تعليمات رزمي شروع كرد پس از اخذ ديپلم با لباس مقدس سپاه عازم جبهه‌هاي كوشك ،زبيدات ،شرهاني ،خارك و بستان و سوسنگرد و عين‌خوش فيروز آباد دشت‌عباس و ... فعاليت داشت سرانجام در 26 محرم سال 61 با داشتن مسئوليت خط مقدم براي سركشي جهت قبضه خمپاره 81 به پاي تپه 175 مي‌روند و در حين پياده شدن از موتور سيكلت قطعات خمپاره به قلب ،‌پاي راست و كمر اصابت مي‌كند و به شهادت مي‌رسد .
1393/3/29 10:32
(0) نظر

برادرشهيددر تاريخ 32/9/15 در قريه محموديه متولد شد وي پس از دوران طفوليت به تحصيل پرداخت و بيش از پنج سال مدرسه را تحمل نكرد و به ياري پدر شتافت و همگام با او در باغداري به فعاليت و آموختن پرداخت . تمام اهل روستا به اينشهيد بزرگ احترام مي‌گذاشتند وي در سن 19 سالگي جهت خدمت سربازي در نيروي هوايي به خدمت مشغول شد شهيد ابراهيمي‌شاد بعد از سربازي مدتي به ياري پدر شتافت و بعد از مدتي به صنايع الكترونيك رفت و در تمام مدت كارش هيچگاه رفتارش ناپسند و خلاف شئونات اسلامي نبود در سال 56 گامي ديگر بسوي تكامل برداشت و همسري متدين برگزيد و ثمره اين ازدواجشان 2 فرزند است كه يكي پس از شهادت بدنيا آمد. وي با شروع شدن جنگ تحميلي رفتن به ميدان جنگ را واجب دانست و در تاريخ 59/10/10 بسوي جبهه‌ها اعزام شد تا اينكه بر اثر اصابت خمپاره به پا مجروح شد وي كه مشتاق لقاي پروردگار بود براي با دوم عازم جبهه شد با وجود اينكه پايش هنوز خوب جوش نخورده بود وي علاقه زيادي به زيارت خانه خدا داشت در سال 61 به زيارت رفتند و مجددا در سال 61 با پيام رهبر به ميدان نبرد شتافت پس از رشادتها با خمپاره بعثيون و با شعار لبيك يا ثارالله دعوت حق را لبيك گفت .
1393/3/29 10:24
(0) نظر
X