جبهه فرهنگي مكتب عاشورا
سازمان زنان انقلاب اسلامي منطقه 20
صفحه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازديد ها : 183844
تعداد نوشته ها : 1149
تعداد نظرات : 60



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
درباره وبلاگ
آیا می دانیددلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ،این متن ها رومیخونید از جان گذشتگی هزاران شهیداست ؟ این ابر مردان را فراموش نکنیم . . . شادی روح حضرت امام(ره) و 15000شهیدولایت مدار استان فارس ** صلوات** شماره واتساپ: 09399195776
سمه تعالى. وصيت نامه سردار رشيد اسلام فرمانده تسليمات لشكر 33 المهدى حيدر نظرى. ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و لا تقولوا لمن يقتل فى سبيل الله اموات بل احياء و لكن لا تشعرون (بقره 154). بنام خداى شهيدان و شاهدان هميشه تاريخ و بنام خداى قهار و درهم كوبنده ستمگران. بنام خداى آن شهيدانى كه با سفير اسلحه شان و داغى گلوله شان و فريادهاى الله اكبرشان و مناجات شبانه شان و دعاهاىعارفانه شان و چهره هاى نورانيشان و بنام يكتا معبودى كه تنها ستايش خاص اوست و با سلام و تحيت به محضر منجى عالم بشريت حضرت بقيه الله اعظم ارواحنا له الفداء و نائب بر حقش. و با سلام به شهيدان راه حق و حقيقت از آدم تا خاتم...........
1393/2/10 12:53
(0) نظر


بسم رب الشهداء و الصديقين
زندگي نامه برادر شهيد شكراله هاشم زاده
شهيد شكراله هاشم زاده در تاريخ 10/12/1337 در يك خانواده اي مذهبي و با تقواي به دنيا آمده  دوران كودكي را در دامن مادري مهربان و دلسوز و زير سايه پدري زحمت كش و فداكار مي گذراند بعد از مدتي طي مراحل تحصيل به شغل كشاورزي روي آورد و براي اداره امور زندگي كمك كار پدر مي شود لذا به خاطر شور شهادت دست از زندگي كشيده در هنگام جنگ تحصيلي عراق بر عليه ايران به عضويت سپاه درآمده و بعد از مدتي خدمت به خاطر ايثار و فداكاري هاي همه جانبه در منطقه جنوب هنگام عمليات والفجر 8 در محل اروند رود بدن مبارك ايشان مورد اصابت تركش قرار مي گيرد و به شدت از ناحيه شكم و پا مجروح مي شود و در تاريخ 21/11/64 روح پاك و مطهرش به لقاء اله مي پيوندد و به درجه رفيع شهادت نائل مي گردد و قبر مطهر اين شهيد بزرگوار در گلزار شهداي اكبرآباد مي باشد.
والسلام.
روحت شاد يادت گرامي باد اي شهيد بزرگوار.  

1393/2/10 12:51
(0) نظر



                                                                                                                                                                               بسمه تعالى                                                                                      
اشهدان لااله الاالله ،شهادت ميدهم جزخداى يكتاخدايى نيست .
اشهدان محمدا"رسول الله ،شهادت ميدهم محمدرسول خداوفرستاده اوست .اشهدان عليا"ولى الله ،شهادت ميدهم  على ولى خداست .اشهدان خمينى روح الله نايب امام زمان‌خداونداگواه باش كه اگربه جبهه ميروم براى رضاى تووبراى نجات اسلام است وبه دلخواه اين راه راانتخاب كردم"هل من ناصرا"ينصرنى " اين نداى حسين   فرزندعلى (ع) است كه درظهرعاشوراندادردادكيست مرايارى دهدوامروزحسين زمانه خمينى روح الله نايب امام  زمان براى نجات اسلام نداى هل من ناصرا"ينصرنى سرداده كه كيست ربراى نجات اسلام وميهن اسلامى مرايارى   دهدبرماست كه اين نداى حسين زمانه راپاسخ دهيم وبراى يارى اوبشتابيم واين پيرمردسالخورده كه ماننديك جوان 
بااستكبارجهانى وبامنافقين داخلى به مبارزه برخاسته است ،يارى كنيم واسلام كه دراين ايام ازهرموقع
ديگربيشتردرخطراست ،نجات دهيم .چون اگربه مسئوليتى كه برگردن ماست عمل نكنيم خداوندمتعال وتمام  مستضعفان جهان مارالعنت ميكنندچون بانابودى اين انقلاب نابودى اسلام همراه است ،پس برگردن ماست كه اين مسئوليت راانجام دهيم ومن براى انجام اين مسئوليت خون كم قابل خودرابراى بيارى درخت شكفته اسلام به زمين  ميريزم تاشايدتمام اين منافقان به خوديندوجلواين انقلاب سنگ نريزيدومنافقانه بااسلام نجنگند.    وبرشمادوستان وشنايان است كه اين راه راادامه داده واسلام وامام وتمام روحانيت مبارزراتنهانگذاريدچون    بانابودى روحانيت وامام اين منافقين به سركارمده واسلام اين مكتب نجات بخش مستضعفان رابه بازى گرفته    ونرانابودميكننندودرخربه پدرومادروخواهرانم وبرادران خوب خودم سفارش ميكنم سرخودرابالاگرفته  وباافتخارازمن يادكنيدودرهيچ يك ازمراسم هايى كه ميگيريدگريه نكرده ودرتشييع جنازه من هم لباس مشكى برتن  نكنيد.چون دشمن خوشحال ميشودوباخوشحالى ازمن يادكنيدكه شهادت رزوى هميشگى من بوده است وبه خواهرانم هم سفارش ميكنم زينب واربچه هايشان رابزرگ كنندونهاراهمچون تمام سربازان حقيقى اسلام   براى نجات مستضعفين جهان به ميدان مبارزه فرستندوبه برادرانم سفارش ميكنم ازروحانيت اصيل     ومبارزدورنشوندونهاراتنهانگذارندكه نجات اسلام درگروكارهاى روحانيون وماهاست .وبه تمام دوستان   وسفارش ميكنم كه مسجداين سنگرمبارزه راهرگزخالى نكنند.ودرضمن حلبى بادراهم ازيادنبريد  ودرخرازخداوندتعالى ميخواهم كه اين امام رابراى اسلام نگهدارد1وازسپاه ميخواهم كه جسدمن رابه شيرازانتقال دهندكه خودتسلى خاطرى براى خانواده مخصوصا"مادرم                                                                                      

1393/2/10 12:49
(0) نظر

يونسى كريم
متن وصيتنامه برادر شهيد كريم يونسى. بسم رب الشهداء. از پدر و مادرم كه 14 سال مرا بزرگ كرده اند و در اين راه فداكارى زيادى نموده اند خيلى خيلى ممنون هستم. پدرجان اميدوارم كه اگر گاهگاهى تو را ناراحت مى كردم مرا ببخشيد. من به تو بد كردم اما امروز مى خواهم به جبهه بروم و خودم را بسازم و زير پرچم اسلام خدمت كنم. شما تنها پدرى نيستيد كه فرزند خود را به جبهه مى فرستيد. بلكه خيلى از پدرها هستند كه حتى با دست خود فرزندان خود را به جبهه مى فرستند. پدرجان اسلام به من احتياج دارد من بايد بروم و به اسلام خدمت كنم انشاءالله كه شهيد مى شوم و به آرزوى خود مى رسم و از خداوند بزرگ مى خواهم كه شما را در پناه خود حفظ كند من مى روم بجنگم براى پيروزى اسلام. و تا هستم براى اسلام مى جنگم. والسلام به اميد پيروزى. كريم يونسى 26/6/60.

1393/2/8 12:0
(0) نظر

هو البصير

«آنان كه با خون خود، حسين(ع) را لبيك گفتند»

 

 

درنخستين روز مردادماه سال 1345 در خانواده‌اي مذهبي در شهر شيراز چشم به جهان گشود. در هفتمين بهار زندگاني، پا به عرصه‌ي علم و دانش گذاشت و دوره‌ي ابتدايي را با موفقيت پشت سر نهاد. اندك زماني پس از آغاز دوره‌ي راهنمايي، قيام مردم مسلمان عليه رژيم ستمشاهي به اوج خود رسيد و او با شورو شوقي وصف ناپذير، به صف انقلابيون پيوست؛ پس از پيروزي انقلاب، عليرغم سن كم، با حضور در مسجد ظهراب بيگ و عضويت در گروه مقاومت، به پاسداري از ارزش‌هاي اسلامي پرداخت. مدتي پس از هجوم دشمن بعثي به ميهن اسلامي، در حالي كه 15 سال بيشتر نداشت، به جمع طلايه‌داران عشق در جبهه‌هاي نبرد پيوست و با حضور دائمي، در اغلب عمليات‌ها شركت جست؛ به گونه‌اي كه يازده بار مجروحيت، تنها گوشه‌اي از حماسه آفريني‌هاي اين پاسدار جان بر كف است.

استقامتو پايداري، عشق و ارادت به اهل‌بيت عصمت و طهارت(ع)، توجه ويژه‌اش به انجام به‌موقع فرائض ديني و احترام به پدر و مادر و هم‌چنين صميميت او با همرزمان، از ويژگي‌هاي بارز اين سردار سلحشور بود كه هرگز از يادها نخواهد رفت.

شهيدناصر وراميني، كه مسؤوليت‌هاي متعددي از فرماندهي گروهان تا جانشيني گردانرا تجربه كرده و با كربلاي ايران پيوندي ناگسستني داشت، سرانجام در عملياتوالفجر 10 در منطقه‌ي خرمال پس از اصابت تير به سينه‌ي مالامال از عشقش، آرام و سبكبال، در بي‌كرانِ آسمان به پرواز در آمد و با پيكري خونين به كاروان سرخ لاله‌ها پيوست.

عشقو ارادت و ذكر و مدح دائمي شهيد بزرگوار نسبت به اهل البيت(ع) و بيش از هرچيز، نواي عاشقانه اش در آرزوي رسيدن به كربلاي معلي و قدم گذاشتن در حريمحسيني(ع)، براي هميشه در اذهان همرزمانش باقي مانده و گوش جانشان را نوازشخواهد داد.

1392/11/26 10:32
(0) نظر


ياد خدا دلها را آرامش ميدهد.

شهيد جواد وزين

خاطره: گفتم: «كجا برادر؟»گفت: «با برادر فلاني كار دارم.»گفتم: «لطفاً سلاحتون را تحويل بهيد»گفت: «الله اكبر!»گفتم: «يعني چي؟»گفت: «ما مسلح به الله اكبريم.» بعد هم زير زيركي خنديد.

1392/11/8 8:32
(0) نظر


هميشه در كارهاى اسلام شركت كنيد. و هميشه به ياد خدا باشيد.

شهيد عيدمحمد نجاري

خاطره: وقتي دكتر تير خورد ، همه ي بچه ها آمدندديدنش. باور نمي كردند. مي گفتند دكتر رويين تن است. تصرف دارد روي گلوله ها. مسيرشان را عوض مي كند. از اين حرف ها . دكتر وقتي شنيد ، خيلي خنديد.خاطره اي از زندگي شهيد مصطفي چمران

1392/11/8 7:57
(0) نظر


مردم، گوش كنيد، مگر نه اين كه خدا خود در قرآن وعده مى دهد كه ما ضامن حفظ و نگهدارى قرآن و اسلام هستيم.

شهيد غلام نامنى

خاطره: جنگ كه شروع شد عليرضا 17 سالش بود. دلش مي خواست برود جبهه ولي به خاطر سن كمش نميذاشتن.به هر زحمتي بود مخفيانه رفت جبهه. توي منطقه كاراي عجيبي انجام مي داد، ادوات جنگي اختراع مي كرد.يه چيزي ساخته بود به نام تيربار آرپي جي، با اين دستگاه مي تونستند پشت سر هم تعدادي آر پي جي شليك كنند.اونقدر خوش فكر بود كه با اون سن كمش شد فرمانده تخريب. توي 24 سالگي هم در حال خنثي كردن يه مين پودر شد...رفت پيش معشوقش ...خاطره اي از زندگي سردار شهيد عليرضا عاصمي.

1392/11/3 7:40
(0) نظر


ما همه مى گوييم كه پيرو قرآن هستيم و قرآن كه كلام خداست را قبول داريم.

شهيد محمدجواد وفانيا

خاطره: چند ماه زندگي مشترك كرده بودم . شش ماه هم هرچه خواستگار آمده بود ،رد كرده بودم. نمي خواستم قبول كنم . مصطفي را هم اول رد كردم. پيغام داده بود كه « امام گفته اند با همسرهاي شهدا ازدواج كنيد. » قبول نكردم. گفتم«تا مراسم سال بايد صبر كنيد.»گفته بود« شما سيديد. مي خواهم داماد حضرت زهرا بشم.» ديگر حرفي نزدم.شهيد ردائي پور

1392/11/3 7:28
(0) نظر


نام  :امام‌بخش

نام خانوادگى  :يونسى
نام پدر :على‌قربان
تاريخ‌تولد  :17/03/1342
ش.ش   :307
محل‌صدورشناسنامه   :ح‌17نظراباد
 تاريخ شهادت  :02/05/62
نوع حادثه  :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى
شرح حادثه  :حوادث ناشى ازدرگيرى مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه
ادامه مطلب...
1392/11/2 13:10
(0) نظر
X