جبهه فرهنگي مكتب عاشورا
سازمان زنان انقلاب اسلامي منطقه 20
صفحه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازديد ها : 183866
تعداد نوشته ها : 1149
تعداد نظرات : 60



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
درباره وبلاگ
آیا می دانیددلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ،این متن ها رومیخونید از جان گذشتگی هزاران شهیداست ؟ این ابر مردان را فراموش نکنیم . . . شادی روح حضرت امام(ره) و 15000شهیدولایت مدار استان فارس ** صلوات** شماره واتساپ: 09399195776


كدشناسايى :1008412 كدبايگانى :586 62 نام :محمدحسين
نام خانوادگى
:ابراهيم‌پورحقيقى نام پدر :غلام‌رضا
تاريخ‌تولد :01/11/1339 ش.ش :1635

محل‌صدورشناسنامه :شيراز
تاريخ شهادت :16/05/62
بنيادشهيداستان‌فارس شهر :اداره‌بنيادشهيدشيراز...
ادامه مطلب....
1393/2/14 10:53
(0) نظر


بسمه تعالي برادر شهيد سيد صدرالدين آل طه به تاريخ 9 خردادماه 1340 در شهر عاشقان

اله شيراز در خانواده اي روحاني ديده به جهان گشود . حدود 8 ماه داشت كه پدر خود را
از دست داد و مادرش در صورتي كه بيش از 30 سال نداشت و مي خواست بهترين فرزندها را
تحويل اجتماع دهد و در تربيت بچه هايش به جز خودش كسي ديگري دخالت نكند از ازدواج
خودداري كرد و مسئوليت سخت ، بزرگ كردن فرزند را همراه با 5 فرزند ديگرش كه
ارشدترين آنها بيش از15 سال نداشت به عهده گرفت...
ادامه مطلب....
1393/2/14 10:38
(0) نظر


كدشناسايى :1004571 كدبايگانى :410 61 نام :منصور نام خانوادگى :آقاجرى نام پدر

:محمد تاريخ‌تولد :06/01/1338 ش.ش :109 محل‌صدورشناسنامه :ابادان تاريخ شهادت
:12/02/61 نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى
مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه استان :بنيادشهيداستان‌خوزستان شهر
:اداره‌بنيادشهيدآبادان وصيت‌نامه :% 1004571 آقاجرى منصور بسم الله الرحمن الرحيم
و آنان را كه درراه خدا كشته ميشوند مرده مپنداريد شهيدان پيام خونين خويش را در
سينه هاى ما نگاشتند تا مرگ بى ثمرو بى رنگ را به جاودانگى شهادت بدل كنيم...
ادامه مطلب....
1393/2/14 10:36
(0) نظر


زندگي نامه شهيد حسن آزمون زاده شهيد حسن آزمون زاده به شماره شناسنامه 15 و در 4
فروردين هزارو سيصدو بيست ونه در شهر جنوبي كشور يعني آبادان متولد شد و نام مادر
ايشان ماه خانم و نام پدر ايشان محمد بود ايشان متاهل و دو فرزند 1 پسر و 1 دختر
داشت ايشان تحصيلات خود را تا ششم ابتدايي بيشتر ادامه نداده ودرهمين مقطع رها نمود
و ازدواج نمود و در شركت سينگر مشغول كار شد و در آمد روزمره خود را از اين جا
تامين مي كرد سپس در جبهه بهنيروهاي مردمي كمك مينمود و فعاليت مي نمود با اصابت
تركش به قسمت سر در آبادان در تاريخ 15/7/1359 به شهادت رسيد و در قطعه شهدا آبادان
به خاك سپرده شد. 
1393/2/14 10:28
(0) نظر


5شنبه ها بهشت زهرا مي رفتند اگر زير قبر حتما ميگرفتند بر سر قبر ها قرآن ميخواند
ميگفتند ثواب دارد به خواهرشان در بيمارستان همياري كتتد به عنوان بهيار كه ديگر
فرصت آن سر رسيده بود او نيز سر خود را در بمباران از دست داده بود و فقط براي
شناسايي ساعت و انگشتر در دستش بود او به ؟؟؟ كمك كرده بود كه وي را به بيمارستان
برساند هنگام شهادت ايشان يك دختر 3 و يك پسر 3 ماهه داشتند و در آن روز به مادر
خود بسيار سر ميزدند و در همان شبي كه شهيد شدند خود حمام كرده وغسل كردند تازه از
اين زمان بود كه 2يا 3 روز بعداز جنگ نوشته بودند كه ايشان شهيد شدند و در آن زمان
آبادان را خالي كرده بودند و ايشان از خانوادهشان خواستند كه همسر ايشان را از شهر
ببرند.
1393/2/14 10:25
(0) نظر


كدشناسايى :1002959 كدبايگانى :107 60 نام :مسعود نام خانوادگى :آزادى‌اردكانى نام

پدر :حسين تاريخ‌تولد :20/04/1331 ش.ش :212 محل‌صدورشناسنامه :جهرم تاريخ شهادت
:14/05/60 نوع حادثه :حوادث‌مربوطبه‌جنگ‌تحميلى شرح حادثه :حوادث ناشى ازدرگيرى
مستقيم بادشمن-توسطدشمن‌درجبهه استان :بنيادشهيداستان‌فارس شهر
:اداره‌بنيادشهيدشيراز وصيت‌نامه :  1002959 مسعود آزادى‌اردكانى باميدروزى كه
شهيدشوم وبرشهيدان انقلاب بتازم . اى پدرومادركه سالهاى سال محبت برمن كرديددوست
دارم كه بعدازمردن هيچ گونه ناراحتى بخودندهيدواين يك نعمت الهى است كه برتمام
انسانهامحول شده والسلام چندشعربعدازوصيت : بياتواى جان جانان باكس وناكس قطع
نظركردم بريدم ازبرادربعدازآن ترك پدركردم كشيدم مصيبت درجوانى شدم سنگ
صبوردرزندگانى اى فلك مشكن بدست خودچنين بال وپرم را گرفتارم مى كنى خونين نگردان
پيكرم را فرصتى ده تاببينم باردگرنهارا سردرغوشش نهم گويم كلام خرم را 
1393/2/14 10:23
(0) نظر


بسم الله الرحمن الرحيم

همرزم شهيد:من با شهيد آدوسي از طريق رفت وآمدي كه با
برادرش كه ساكن فدشكويه بودند داشت،آشنا شدم.من در سال 1365به جبهه حق عليه باطل
اعزام شدم ومدتي را در شلمچه وجزيره مجنون وخط آبادان گذراندم.در هنگام عمليات
والفجر10از منطقه جنوب به غرب كشور اعزام شديم وراهي مريوان وكوه خرمال عراق شديم
وعمليات در منطقه حلبچه شروع شد در يكي از روزهاي آغاز عمليات در هنگام جنگيدن چشمم
به شهيد علي اكبر آدوسي افتاد واز اين كه آشنايي در آن منطقه پيدا كرده بسيار....
ادامه مطلب....
1393/2/14 10:20
(0) نظر
X