جبهه فرهنگي مكتب عاشورا
سازمان زنان انقلاب اسلامي منطقه 20
صفحه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازديد ها : 183858
تعداد نوشته ها : 1149
تعداد نظرات : 60



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
درباره وبلاگ
آیا می دانیددلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ،این متن ها رومیخونید از جان گذشتگی هزاران شهیداست ؟ این ابر مردان را فراموش نکنیم . . . شادی روح حضرت امام(ره) و 15000شهیدولایت مدار استان فارس ** صلوات** شماره واتساپ: 09399195776
گرچههمه شهدا و جانبازان و آزادگان و ايثارگران مقاوم و سربلند و عزيز، ستارگان آسمان ايران اسلامي هستند و هركس در هر شغل و مسئوليتي كه قرار دارد و نفس مي‌كشد، مديون اين فداكاري‌ها و از جان‌ گذشتگي‌ها است.


سردار شهيد "حميد باكري"

درپاييز سال 1333 در شهر اروميه ديده به جهان گشود. در دوران مدرسه‌اش ساواكبرادر بزرگ‌تر او (علي باكري) را به شهادت رساند. به همين علت از جانب پدربراي فعاليت‌هاي سياسي محدوديت داشت.
1392/12/24 9:28
(0) نظر
وداع با فرمانده

بولتن/ كردستان عراق، سليمانيه، ماووت - اسفند ۱۳۶۶ وداع آخر با فرمانده شهيد - عمليات بيت المقدس ۳ . يادشان گرامي.

1392/12/22 11:55
(0) نظر
مكان : كردستان


صلاح الدينبصيري يك شب قبل از شهادتش داشت با خواهرش شوخي مي‌كرد ، گفتم : شوخي نكن ! گفت : من فردا شب در بيمارستان خواهم بود ، چرا شوخي نكنم ؟ گفتم : چرا بيمارستان ؟ گفت : چون من فردا شهيد مي‌شوم ، البته همانطور هم شد ، فرداي آن شب صلاح الدين به شهادت رسيد و جسدش را به بيمارستان انتقال دادند . شهيد حميد محمدي از دوستان صميمي و نزديك پسرم بود . حميد حدود دو ماه ، پيش از صلاح الدين شهيد شد . شهادت حميد تأثير عجيبي بر روحيه‌ي او گذاشته بود . به شدت از فراق و دوري حميد اندوهگين بود ، يك روز بر سر مزارحميد گفته بود : من طاقت دوري تو را ندارم ، من هم به دنبال تو خواهم آمد .هميشه يك قرآن كوچك و يك عكس حضرت امام (ره) در جيبش بود ، هنگام شهادت هم، همراهش بود. ما آنها را از جيبش بيرون نياورديم و با عكس و قرآن دفنش كرديم ، چند روز بعد از شهادت به خوابم آمد و گفت : مادر جان ! چرا ناراحتي؟ من نمرده‌ام ، من زنده‌ام ، تو نگران نباش !
1392/12/21 12:33
(0) نظر


به گزارش عصر امروز،عكسي كه مي‌بينيد در مناطق عملياتي جنوب گرفته شده است. ناهار روزانه را كه ميان رزمندگان توزيع كردند، در انتها، ته ديگ ها را هم آوردند كه بين نيروها قسمت كنند. اين جا بود كه شيطنت بسيجي ها گل كرد و شلوغ بازي درآوردند و عكاسي هم يك لحظه شيرين را شكار كرد.



1392/12/21 11:59
(0) نظر


مولوي شهيد مصطفي جنگي زهي فرزند احمد در 16 مرداد 1333 در روستاي تيغ آب پشامگ از توابع شهر راسك شهرستان سرباز به دنيا آمد.

ويتحصيلات ابتدايي خود را نزد پدرش گذراند و با علاقه‌اي كه به تحصيل علوم ديني داشت، سپس براي ادامه تحصيل به پاكستان رفته و پس از كسب مدرك مولويت در بازگشت به ايران جهت انجام خدمت سربازي اقدام نمود و دوران سربازي‌اش رادر ژاندارمري گذراند.

از جمله فعاليت‌هاي وي، تدريس دروس عقيدتي در پايگاه‌هاي بسيج، اعم از مساجد و ادارات بود و همچنين در مراسمات مختلف ملي و مذهبي به ايراد سخن مي‌پرداخت.

مولوي مصطفي به جهت بلاغت در سخن و هدايتگري مردم، در سال 1389 از طرف نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري درامور اهل سنت به سمت امامت جمعه دائم مسجد الخضراء راسك منسوب گرديد.
1392/12/21 11:16
(0) نظر
لاله خفته كرمانشاه و فرشته خونين بالي كه در واقعه هلي‌كوپتر پاوه به شهادت رسيد



شهيده فوزيه شيردل در سال ۱۳۳۸ در شهر كرمانشاه در خانواده‌اي متدين و مومن به دنيا آمد. پس از طي دوران طفوليت در سن ۷ سالگي به مدرسه رفت و از آنجا كه در خانواده‌اي مذهبي رشد يافته بود. به نمازخواندن و روزه گرفتن بسيار پايبند بود.
 
دوران ابتدايي و راهنمايي را با موفقيت پشت سر گذاشت و پس از اخذ مدرك سيكل وارد بهداري شد. پس از گذشت ۳ سال از خدمت در بهداري كرمانشاه و كسب تجربيات فراوان به پاوه منتقل شد و در بيمارستان آنجا به عنوان بهيار مشغول به خدمت شد.   
1392/12/21 11:9
(0) نظر
X