جبهه فرهنگي مكتب عاشورا
سازمان زنان انقلاب اسلامي منطقه 20
صفحه ها
آمار وبلاگ
تعداد بازديد ها : 183829
تعداد نوشته ها : 1149
تعداد نظرات : 60



در اين وبلاگ
در كل اينترنت
درباره وبلاگ
آیا می دانیددلیل اینکه شما الان با آرامش و امنیت کامل ،این متن ها رومیخونید از جان گذشتگی هزاران شهیداست ؟ این ابر مردان را فراموش نکنیم . . . شادی روح حضرت امام(ره) و 15000شهیدولایت مدار استان فارس ** صلوات** شماره واتساپ: 09399195776

مادر،گردنبند طلا را جلوي رويش گرفت و گفت: «ببين، من حتي براي عروسم گردنبند هم خريده‌ام؛ اين دفعه ديگه تا عروسي نكني نمي‌ذارم بري جبهه».

خنديد و گفت: «چشم؛ اما فقط اين دفعه رو معافم كنيد، چون مرخصيم زياد نيست؛ قول ميدم دفعه‌ي بعد ...». رفت ... اما ديگر برنگشت.

تويوصيت‌نامه‌اش نوشته بود: «از مادرم مي‌خواهم اگر شهادت نصيبم شد، آن گردنبند را بفروشد و براي كمك به جبهه بدهد؛ براي من، شادي اين كار، خيلي بيشتر است از اين كه آن را به گردن عروستان مي‌انداختم».

1392/11/29 9:16
(2) نظر

تيرو تركش مثل باران مي‌باريد. راننده‌ي آمبولانس، در حال برگشت به عقب بود كه يك‌دفعه پا كوبيد روي ترمز؛ رزمنده‌اي زخمي از پشت خاكريز، دست خوني‌اش را تكان مي‌داد. از آمبولانس پياده شد و دويد سمت خاكريز. صفير گلوله‌ها راكنار گوشش حس مي‌كرد. با آخرين توانش دويد و خيز بلندي برداشت به آن سمت؛ اما يك‌باره زمين زير پايش خالي شد و سقوط كرد به كانال پشت خاكريز و ... آخرين امدادرساني‌اش ناتمام ماند ...

1392/11/29 9:13
(0) نظر



(احوالات شهيد سيد محمد باقر دستغيب)

ازسيد محمد باقر سخن گفتن بسيار مشكل است چرا كه به سختي مي توان به همه ابعاد وجودش پي برد. علي ايّ حال سابقه آشنايي ما بر مي گردد به سال 58 و حضور در مسجد. يادش به خير تازه انقلاب شده بود و همه در شور و هيجان و انتظاري بس طولاني كه به سرانجام رسيد، و بالاخره رژيم ستم شاهي سرنگون شد وجمهوري اسلامي آمد. همه غرق شادي و سرور بودند لذا همان اوايل سال 58 كه غائله كردستان پيش آمد تعدادي از بچه هاي مسجد كه به سپاه جهت اعزام رفته بودند و خلاء وجودي شان در مسجد احساس مي شد سيد محمد باقر را ديدم كه سر در گريبان فرو رفته. به او نزديك شدم و گفتم چه شده سيد؟ با آهي سوزناك از درون گفت كه توفيق با من همراه نبود كه به اتفاق بچه ها به كردستان بروم؛ چرا كه او خود را آماده مي كرد كه درس و بحث طلبگي را آغاز كند به هر حال با كمي شوخي و سر به سرش گذاشتن از آن حالت بيرون آمد.   ادامه مطلب....
1392/11/28 7:15
(0) نظر
X